محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
403
مخزن الأدوية ( ط . ج )
مقدار شربت آن : از يك قيراط تا دو قيراط و يك دانگ است و چون اطفال را در ظرف طلا شير و طعام و شراب و دارو دهند زود به سخن آيند و فربه و قوى القلب و دلير و شجاع و از ام الصبيان ايمن گردند و اگر زنگ زر در پاى باز بندند در شكار دليرتر گردد و چون از آن به شكل هليله ساخته در خواب و بيدارى صاحب توحش مزمن و خفقان و خيالات سوداوى در دهان نگاه دارد رفع جميع اعلال او مىگردد . فصل الذال مع الياء ذئب به كسر ذال معجمه و سكون همزه و باى موحده به فارسى گرگ و به تركى خورد و به هندى هندارو بهيژيه و ( به لغتى بك و ) « 1 » به لغتى ديگر بهژاوهرهه نيز نامند . ماهيت آن : حيوانى است معروف جرى النفس دندانهاى آن متخلل يعنى بعضى در بعضى مىنشيند . طبعيت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : كبد آن جهت امراض كبد بغايت نافع چون بسايند و مقدار يك دانگ آن را با آب اگر حمى باشد و اگر نباشد با شراب بياشامند جهت استسقا و تبهاى بارده و با سكنجبين جهت يرقان و با آب كرفس جهت سپرز نافع و غافث مقوى افعال آنست . مقدار شربت آن : يك دانگ و زهره آن به مقدار يك دانگ با عسل و با طلا جهت تب ربع كهنه مزمن و قولنج و استسقا و مقدار يك نخود آن با مطبوخ حمص جهت تقويت باه بىنظير و به دستور طلاى آن در اين باب و جهت رفع حمرت چشم در همان ساعت و با سكنجبين جهت صرع و اكتحال آن جهت تيرگى چشم و نزول آب و غشا در يك روز و ضماد آن با ورس جهت بهق و برص و با ادويه مناسبه جهت تقشر جلد و داء الثعلب و درد مفاصل و گويند چون زهره آن را لطوخ كرده مجامعت نمايند ديگرى بر آن زن قادر نگردد و حمول آن مانع آبستنى و نيش خشك كرده آن به قدر يك دانگ با شير تازه دوشيده جهت تب ربع و امراض شش بغايت مفيد و پيه آن جهت داء الثعلب و داء الحيه و ورم مزمن و دماغ آن به مقدار يك قيراط با شير تازه دوشيده جهت منع صرع و طلاى گداخته آن در آب سداب و روغن زيت بر بدن جهت همه اعلال ظاهرى و باطنى حادث از سردى مفيد و بخور موى آن سبب گريختن هوام و طلاى محلول آن در نوشادر جهت تحليل اورام و كبد آن رنجهاى جگر را مفيد و ضماد استخوان ساق محرق آن كه با ذكر آن سوخته باشند جهت بواسير و ابن زهر در خواص آورده كه گرگ گياه نخورد مگر وقتى كه رنجور گردد مانند سگ و گربه و همه حيوانات قضيبشان از عضله و عصب است به غير روباه و گرگ كه از استخوان است بالاى آن عروق و رباطات پيچيده در پوست كشيده و چون دم آن را در چراگاه گاو بياويزند مادام كه آن آويخته باشد هر چند كه گاو گرسنه باشد اصلًا در آن داخل نگردد و بول و خون آن قاطع حمل زنان شرباً و حمولًا و چون خصيه آن را بريان كنند و بخورند قوّت باه بيفزايد و چون خصيه راست آن را بكوبند و با زيت بريان كنند و به صوفى آلوده زن نجود بردارد شهوت او زايل گردد و ارسطو فرموده كه يك مثقال از خشك آن با آب تره تيزك جهت درد سينه و پهلو و با صعتر جهت درد تهيگاه بسيار نافع و اگر زن بر بول آن بول كند هرگز آبستن نگردد و زبل يعنى سرگين آن بسيار گرم و محلل قوى و بهترين آن آنست كه گرگ استخوان خورده باشد و علامت آن بسيارى سفيدى آنست كه با خشونت باشد آشاميدن يك مثقال آن با آب گرم و شراب مفيد و به دستور با فلفل و نمك جهت قولنج سريع الاثر حتى تعليق آن بر ران صاحب قولنج خصوصاً به ريسمانى كه از پشم گوسفندى كه آن را گرگ دريده باشد و اگر به عوض پشم در پوست ايّل بندند نيز همين اثر دارد و اگر پوست پسته به جاى مغز آن گذارند و سر آن را بسته و براى آن گوشه قرار دهند و بر شكم بياويزند نيز نافع است و اگر در انبوبه از نقره كه دو گوشه داشته باشد مقدار باقلايى از آن كنند و بياويزند نيز مؤثر است و به دستور پيچيده آن در پوست بزى كه گرگ آن را دريده باشد بر خاصره صاحب قولنج و غرغره آن با عسل جهت خناق بلغمى و به دستور ذرور خشك استخوان خورده آن و بخور آن باعث جمعيت موش در آن موضع و تعليق كعب آن بر زانو جهت رفع وجع ريحى آن و زحمت حركات و باز نماندن از رفتار بسيار و گويند چون سر آن را در خوابگاه گوسفندان دفن كنند گوسفندان از خوف هلاك شوند در صورتى كه از تنفر و گريز از آن محل گريزى نداشته باشند و چون در برج كبوتر گذارند مار و ساير موذيات در آن داخل نگردند و چون در ممر سيلاب دفن كنند ديگر سيل از آن ممر جارى نگردد و چون صداق نامه زنان را بر پوست گوسفندى كه گرگ گرفته باشد بنويسند هرگز ما بين زن و شوهر او الفت نباشد و چون دندان پيش او را در پوست پيچيده در منزلى دفن كنند باعث تفرقه اهل منزل گردد و بر پوست آن خوابيدن قولنج را زايل كند و گويند تا گرگ ديوانه نشود گوشت آدمى نمىخورد و چون بوى خون شنود و يا آدمى خون آلوده باشد و بوى او را شنود نگذارد او را تا ندرد هر چند آن آدمى قوى و زورآور و سلاح بسيار پوشيده باشد .
--> ( 1 ) . فقط در نسخه ب